تبليغاتX
دلتنگيهام...
باران را دوست نداشت... همیشه باران وقتی می بارید که او پر از گریه بود... گریه را دوست نداشت...
آدم ها در دو حالت همديگر را ترك مي كنند: اول اينكه احساس كنند كسي دوستشون نداره و دوم اينكه احساس كنند يكي خيلي دوستشون داره . ويكتور هوگو
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 15:32  توسط سپیده پیراینده  | 

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشکن اعتماد ، قول ، رابطه و قلب زيرا وقتي اين ها مي شکنند صدا ندارند ! ولي درد دارد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 13:49  توسط سپیده پیراینده  | 

این مطلبی رو دارم می ذارمش اینجا رو یکی از دوستام برام تو ارسال نظرات گذاشته بود. من خیلی ازش خوشم اومد.راستشو بگم هر وقت به آخراش می رسم اشکم در می آد. خیلی دوست دارم دوست جونم...

وقتی از شلوغی شب های سرد به خلوت تنهاییت پناه میبری نگاه کردن به ماه تنها چیزیست که لرزش بدن ات را برای لحظه ای آرام میکند هرچند فاصله ات تا او بسیار است تو به مهتاب خیره میشوی و بی اختیار میگویی چقدر زیبایی تنها امید دهنده ام ماه لبخندی میزند و نور شهاب سنگی تورا بخود می آورد شب بر تو سخت میگذرد و ماه در حال شناکردن است ... اندکی بعد تو گیج و خسته از تنفس دردهای شبانه ات به دنبال مرهمی هستی نوری از مشرق تکانی بر اندام خشک و درد آلوده ات میدهد انگار که رویاست ولی این رویای صادق به تو آفتابی تابان هدیه میدهد زندگی جریان دارد تو میدانی که خورشید نورانی ترین چراغی است که خواهی داشت ولی به دنبال رویایی هستی که از خاطرت نرفته شب و شبهای بعد تو منتظر دوباره دیدن رویای زیبایت هستی .....در کنارانعکاس رویای تو در لرزش اشکهایت میبینی تنها نیستی تمام موجودات کره خاکیت منتظر دیدن رویای تو هستند گیاهان، پرندگان که با دیدنش آواز سر میدهند و عاشقان که با دیدنش به معشوق پناه میبرند.
اما من منتظرم تا به رویایم سلام کنم و به او بگویم دوستت دارم هر چند که لحظه ای بعد دیگر او را نخواهم دید ،رویای من ، ساز آواز پرندگان و طپش قلب گیاهان ،تو هستی. شیرین مرز شب و روز ،نوید بخش عاشقان خسته، سپیده !
نوری که در تو ست میلیونها سال در دل من وتمام موجودات کره خاکیم روشن است، هر شب به امید دیدنت آسمان را میجویم . اگر چه دور فلک نگذارد سالها تو را ببینم ولی هر شب به این امید به خواب میروم که صبح را با دیدن تو آغاز کنم و این امید هر وقت محقق شود با ز هم به تو خواهم گفت دوستت دارم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 13:43  توسط سپیده پیراینده  | 

بگذار گريه کنم .................نه براي تو.................... براي عشقي که مرده است بگذار گريه کنم .................نه براي تو..................براي صداقت که کمرنگ شده است بگذار گريه کنم .................نه براي تو ...................براي غمها که يکنواخت شده است بگذار گريه کنم .................نه براي تو....................براي آرزوها که از بين رفته اند بگذار گريه کنم ................نه براي تو....................براي محبت ها که ساکت شده اند بگذار گريه کنم .................نه براي تو....................براي آدميان

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 16:21  توسط سپیده پیراینده  |